تبليغاتX
سريال ترانه مادري
فقط سياوش خیرابی

مصاحبه :

اين بازيگر درباره حضور بازيگردان در "ترانه مادري" گفت: بازيگردان رابط کارگردان و بازيگر است و مي‌تواند به بازيگر براي رسيدن به نقش کمک کند. محمد حاتمي با توجه به شناختي که از بازيگري دارد به من براي رسيدن به نقش کمک کرد. ما قبل از شروع تصويربرداري تمرين مي‌کرديم و کارگردان سر صحنه بازي‌ها را روتوش مي‌کرد.

سحرخيز افزود: بعد از مجموعه "راه بي‌پايان" مصر بودم نقشي متفاوت در تلويزيون بازي کنم. نغمه "ترانه مادري" با ميناي "راه بي‌پايان" متفاوت است. مينا با پدرش روابط خوبي نداشت، افسرده بود و طبقه اجتماعي‌اش فرق داشت. نغمه دختري تحصيلکرده و مستقل است با داشتن مشکلاتي در زندگي سعي مي‌کند فعال و سرزنده باشد.

وي با اشاره به تمرين‌هايي که قبل از تصويربرداري داشته‌اند گفت: گرچه تصويربرداري با پخش مجموعه چندان فاصله نداشت، اما تمرين‌هايي که با کارگردان و بازيگردان داشتيم ما را در آمادگي قرار مي‌داد تا زمان تصويربرداري با مشکلي مواجه نباشيم. اين تمرين‌ها کمک کرد بازي‌هاي مجموعه يکدست و هماهنگ باشد.

بازيگر فيلم‌هاي سينمايي "همخانه" و "انعکاس" درباره بازتاب‌هاي مجموعه "ترانه مادري" افزود: مجموعه زماني پخش مي‌شود که ما درگير ضبط هستيم و مي‌توانيم واکنش‌هاي بينندگان را ببينيم. خوشبختانه تا به حال واکنش‌ها مثبت بوده و بينندگان تلويزيون مجموعه را پسنديده‌اند.

سحرخيز ترجيح مي‌دهد قدم‌هاي بعدي را با حساسيت بردارد و منتظر پيشنهادي متفاوت است. بازي اين بازيگر جوان در مجموعه "ترانه مادري" پنج روز پيش به پايان رسيد . اینم آخرین عکسام

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:18  توسط هادي | 
۳ تا wallpaper برای پشت زمینه .

به نظر شما کدوم قشنگه ؟؟؟؟

نظرات رو هم بیشتر کنید تا عسل هم برگرده

اینم یک پلیر توپ واسه اجرای راحت کلیپ ها

                                                          دانلود

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 23:26  توسط هادي | 

ترانه مادری، تغزل جوانی

 

سریال «ترانه مادری» این روزها به سریال محبوب بسیاری از خانواده‌های ایرانی تبدیل شده است، جمعه‌شب گذشته داستان آن با درگذشت «مادر برزگ قصه» که با بازی در خور تحسین «هما روستا» دل‌نشین‌تر شده بود، وارد مرحله‌ جدیدی شد؛ سریالی که عمق نگاه اجتماعی و فضای حاکم بر آن «سریال موفق نرگس» را در بسیاری از اذهان زنده کرد. در اوج داستان این سریال، گروه اجتماعی آفتاب نگاهی جامعه‌شناسانه به «ترانه مادری» داشته‌است.

 خواهران و برادران. چه غریب باشند و چه آشنا فرقی در اصل موضوع نمی کند. موضوع مهم جوانی و جوانی کردن است. آنچه این روز ها شاهد پخش آن در جعبه جادویی هستیم نه یک ترانه مادری که یک «تغزل از جوانی» است.

سریال «ترانه مادری» که هر شب به استثناء جمعه‌ها، از شبکه 3 سیما پخش می شود را می توان از دسته سریال های اجتماعی قابل تامل در فصلول اخیر دانست. 

قابل تامل از آنجا که در این مجموعه ما تنها برای سرگرمی و به پایان رساندن روزمان دل به تماشای آن نمی دهیم که اگر چنین می‌بود پس از پایان مجموعه طنز سه در چهار از جلوی تلویزیون کنار آمده و می‌رفتیم . اما در «ترانه مادری» مسایلی مطرح شده است که ذهن هر انسان حساس و درگیر اجتماعی را با خود همراه می‌کند.
 
نگاهی که ترانه مادری به ارتباط فرزندان با «کانون گرم خانواده» دارد، نگاهی حساس و پیگیرانه در اجتماع بوده است. نوجوان ایرانی به محض ورود به دانشگاه (جایی که تمام نوجوانی‌اش را با رویای آن گذرانده است) دل رسته از تمام استرس‌ها و رها شده از شکست های احتمالی پس از قبول نشدن در دانشگاه، سعی دارد به ناگاه از جامعه کوچکی که تا آن زمان در آن به سر می برده کنده شود و به جامعه بزرگتری بپیوندد. 

در این میان مادرانی چون «فرخنده (مادر پویا)» ناباور از این تغییر درمسیر زندگی فرزندانشان تلاش برای هر چه دور تر شدن آنها از جامعه را دارند، غافل از این‌که این تنها به ضرر آنهاست. 

«فرخنده» در نقش مادری دلسوز بی‌رحمانه تنها به خاطر خود‌خواهی بیش از حدِّش، حاضر نیست بپذیرد که پویا، می‌بایست دل‌مشغولی‌های دیگری غیر از نان و پنیر آماده، و دستمال اتو کشیده شده‌ هم داشته باشد. «فرخنده» در حقیقت نمادی است از مهر و محبت بی دریغ و بی منطقی که از جانب برخی خانواده‌ها به بسیاری از جوانان تحمیل می شود و دیگر جایی برای استقلال و شکل گیری شخصیت با ثبات برای آنها نمی‌گذارد.

و اما از آن طرف پدران و مادرانی هم هستند که فکر می کنند «فرزندم دیگر بچه نیست...» و او را در دریای پر تلاطم جوانی رها می‌کنند تا خودش بزرگ شود؛ چیزی که بر سر بهرام و سینا می آید. 

«بهرام» هیچ ارتباط نزدیکی با مادر و پدر خود ندارد و در قیاس با جوانی چون «پویا» بی قید و بند تر است و شیطنت‌های دوران جوانیش بیشتر به‌عنوان واکنش منفی به شیوه تربیتی‌اش قابل ارزیابی است؛ چیزی که پدرش(فرخ) به آن می‌بالد: «بهرام را اینجوری نگاش نکن. اون تا حالا جرات نکرده اسم یک دختر را جلوی من بیاره»! 

پدر و مادر «بهرام» اشاره‌ای هستند به آسیب‌های دنیای تجدد. مادری که برای ادامه زندگی، همسر و فرزندانش را رها می‌کند و پدری که تنها به فکر معاش و دغدغه‌های مادی است.

دنیای امروز همان است که مادر بزرگ‌ها همیشه از آن می‌ترسیدند و مادر بزرگ که در این داستان نشانی است برای سنت، آرامش، تفکر و تجربه؛ شاید در نگاه اول با خنده بگوییم «چه مادربزرگ روشنفکری، بلند شده رفته خانه دختری که نوه اش به آن دل داده» اما در نگاه دوم باید نگاه عمیق و مسئولانه مادر بزرگ را دریافت که چنان به آینده و امنیت نوه‌اش می‌اندیشد که هر عملی را منطقی و اصولی پیش می‌برد و صبورانه به انتظار می‌نشیند. 

در ترانه مادری همه شخصیت‌های مثبت و منفی «آنتاگونیست(ضدقهرمان) و پروتاگونیست ها(قهرمان)» با ظرافت و حساسیت خاصی روبروی هم چیده شده‌اند. هیچ شخصیتی بد و خوب مطلق نیست. ممکن است پدری خوب، در عین حال تاجری نامرد باشد، مادری مهربان باشد اما با حیله‌گری‌های مادرانه. و این باعث می شود مخاطب احساس کند که در موقعیتی واقعی تر از یک فیلم قرار دارد. موقعیتی که شاید اگر خودش هم در آن می‌بود همان می‌شد. 

 کاری از  : غزال هاشمی طاری

 منبع : http://www.aftabnews.ir

اینم عکس های قسمت قبل که با دوربین دیجیتال انداختند



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 22:21  توسط هادي | 

محمد شادانی شش سال سابقه بازیگری در تلویزیون دارد. او بازیگری را از سن هشت سالگی شروع كرد و از همان موقع بازیگری برایش مسئله ای جدی شد. محمد، 14 ساله، از الان برای آینده‌اش تصمیم گرفته است؛ او می‌خواهد بازیگری را ادامه بدهد. اگر این روزها پای تلویزیون بنشینی، روزهای فرد از شبكه 2 مجموعه «بزرگمرد كوچك» و جمعه‌ها از همین شبكه «مسافری از گورنگول» و از شبكه 3 هر شب ساعت یازده «ترانه مادری» را می‌بینی كه محمد، بازیگر این سه مجموعه است.

شباهت محمد شادانی با کودکی  ریکاردو کاکا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:45  توسط هادي | 
دو عکس واسه صفحه Desktop برای عاشقان ترانه مادری و سیاوش خیرابی که کار خودمه

نظرات فراموش نشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:49  توسط هادي | 
یه کلیب بسیار زیبا از قسمتهای ترانه مادری

                                      دانلود

اینم آهنگ زیبایی با صدای امیر حسین مدرس پخش شد وسط قسمت دیروز

                                      دانلود

با تشکر فراوان از عسل که زحمت هر دو تا رو کشیده با نظرات تون مارو مفتخر فرمایید

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 13:15  توسط هادي | 
مينا لاكاني در سال 1348 درتهران متولد شد و با بازي در تئاتر هملت به كارگرداني دكتر قطب الدين صادقي وارد عرصه ي بازيگري شد. پس از آن با فيلم «پرواز را به خاطر بسپار» به كارگرداني حميد رخشاني اولين تجربه ي سينمائي خود را پشت سر گذاشت، با فيلم «روز فرشته» به كارگرداني بهروز افخمي حضور خود را در سينما تثبيت نمود. لاكاني با بازي در فيلم «ديدار» به كارگرداني محمدرضا هنرمند توانست سيمرغ بلورين و ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن را از سيزدهمين جشنواره ي فيلم فجر دريافت كند. بعدها او در فيلم هاي مختلف سينمائي به ايفاي نقش پرداخت و حضور در تلويزيون را با سريال «همسفران» و فيلم تلويزيوني «پريماه» تجربه كرد. ايفاي نقش در تله تئاترهاي «كسب و كارهاي آقاي فابريزي» و «در پوست شير» قسمتي ديگر از فعاليت هاي تلويزيوني لاكاني را شامل مي شود.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 12:21  توسط هادي | 
این بازیگر نقش جلال عزتی رو داره پدر زن فرخ

حسين سحرخيز

كارگردان، بازيگر(تئاتر، سينما، تلويزيون)
تاريخ تولد: 1337تهران
تحصيلات: كارداني ؛اخذ مدرك درجه 2 هنري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

نمايش‌ها:
بازي در نمايش"نطق باشكوه آقاي اسكندري" به كارگرداني"صادق هاتفي"؛ تهران، خانه نمايش؛ 1359
بازي در نمايش"نطفه شوم" به كارگرداني"رضا كرم‌رضايي"؛ تهران، تالار هنر؛ 1362
بازي در نمايش"دكتر فاستوس" به كارگرداني"ايرج راد"؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1362
بازي در نمايش"پرواز بر فراز آشيانه فاخته" به كارگرداني"منيژه محامدي"؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1364
بازي در نمايش"مستاجر جديد" به كارگرداني"رضا كرم‌رضايي"؛ تهران، تئاترشهر،‌ تالار چهارسو؛ 1365
بازي در نمايش"لعنتي" به كارگرداني"سعيد اميرسليماني"؛ تهران،‌ تئاترشهر، تالار اصلي‌؛ 1367
بازي در نمايش"تولد" به كارگرداني"ركن‌الدين خسروي"؛ تهران، موزه آزادي؛ 1367
بازي در نمايش"هملت با سالاد فصل" به كارگرداني"هادي مرزبان"؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1369
بازي در نمايش"سوگ سياوش" به كارگرداني"صادق هاتفي"؛ آلمان؛ 1369
بازي در نمايش"زير گذر لوطي صالح" به كارگرداني"هادي اسلامي"؛ تهران، تالار سنگلج؛ 1372
كارگرداني نمايش"رابعه بلخي" نوشته"چيستا يثربي"؛ تهران،‌ تالار وحدت؛ 1383
نگارش و كارگرداني نمايش"مجلس وارطان آهنگر"؛ تهران، حوزه هنري، تالار مهر؛ 1384
كارگرداني نمايش"دنياي پيرزن‌ها" نوشته"حسن مشكلاتي"؛ تهران، تئاترشهر، تالار سايه؛ 1385
 
كارگرداني مجموعه تلويزيوني"آخرين روز تابستان" نوشته"فرهاد توحيدي"؛ شبكه 1؛ 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 11:57  توسط هادي | 
یه عکس از سیاوش و محسن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 17:25  توسط هادي | 
چند عکس از علی طباطبایی در فیلم ۲۵ ساعت

البته این فیلم .فیلم جالبی نیست   بعضی دوستان ناراحت شده اند خب فیلم جالبیه  البته برای طرفداران علی طباطبایی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 19:15  توسط هادي | 
عکس هایی از سیاوش خیرابی و محسن افشانی در ترانه مادری

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:48  توسط هادي | 
عکس هایی از دانیال حکیمی در ترانه مادری

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط هادي | 
مصاحبه خواندنی با سیاوش خیرابی

 مصاحبه در ادامه مطلب  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 21:37  توسط هادي | 
چند تا عکس از سیاوش خیرابی . محسن افشانی و بروبچ های ترانه مادری

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:6  توسط هادي | 

محمد حاتمي (پناهی)

بازيگر، كارگردان

تحصيلات: كارشناسي رشته بازيگري، كارگرداني از  دانشكده هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران،1368ـ 1367

نمايش‌ها:
بازي در نمايش”موش و گربه“نوشته”عبيد زاكاني“به كارگرداني”حميد عبدالملكي“، اجرا در 1357
بازي در نمايش”جنگ كور“به  كارگرداني”حميد عبدالملكي“، اجرا در1360
بازي در نمايش”تولدي كور“به  كارگرداني”امير دژاكام“، آسياي ميانه و تهران، تئاترشهر        

گذراندن دوره پانتوميم زير نظر”آدام داريوس“ درسال، 1365
 

بازي در فيلم سينمايي”كلنل“به كارگرداني”نورالدين نيك‌روش“،
 بازي در فيلم سينمايي”افسانه آه“به كارگرداني”تهيمنه ميلاني“

بازي  در فيلم سينمايي”زمانه“به كارگرداني”حميد ملامحمد“
بازي در فيلم  ”آژانس شيشه‌اي“به كارگرداني”ابراهيم حاتمي‌كيا“
بازي  
در مجموعه ”بيگانه‌اي ميان ما“به كارگرداني”احمد امینی  
بازي در مجموعه تلويزيوني”سقوط“به كارگرداني”سعيد اكبريان“،

بازي در مجموعه تلويزيوني”همسايه‌ها“به كارگرداني”حسن فتحي

محمد حاتمی درترانه مادری نقش آقای پناهی و نقش بازیگردانی را برعهده دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 19:46  توسط هادي | 
بيتا سحرخيز متولد 21 آبان 1361 است . مدرك كارشناسي  دبيري  (ابتدايي) را گرفته ولي شغل اصليش بازيگريست . از آتار او در سينما مي توان  انعكاس . محنون ليلي . همخانه . فقط چشمات ببند و نسكافه داغ داغ اشاره كرد . ضمن اينكه در تلويزيون كارهاي راه بي پايان و ترانه مادري را در كارنامه دارد .

چند تا عکس از بیتا سحرخیز(خانم ادیب)

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 18:8  توسط هادي | 
یه عکس  با کیفیت  از سیاوش خیرابی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:44  توسط هادي | 
امیر دژاکام نقش منصور را در ترانه مادری به عهده دارد .او از شناخته شده ترين نام ها در حوزه تئاتر كشور است.او متولد ۱۳۴۱ تهران بوده، كارشناسي تئاتر را از دانشكده هنرهاي زيبا وكارشناسي ارشد كارگرداني را از دانشگاه تربيت مدرس دريافت كرده است. وي تا امروز بيش از ۴۰ نمايش را نوشته يا كارگرداني كرده است كه اين آثار از جمله فعاليت هاي گروه «ماهان» تحت سرپرستي اوست.دژاكام به عنوان استاد در دانشگاه آزاد اسلامي و نيز دانشگاه هاي سوره و دانشكده سينما تئاتر دانشگاه هنر تدريس مي كند و تاكنون به عنوان داور در جشنواره هاي استاني، منطقه اي، فجر، همايش سراسري تئاتر خياباني، طنز، دانشجويي و...حضور داشته است. «شمس»، «شهرزاد»، «سياوش خواني»، «دزد دريايي»، «ضيافت شيطان»، «پسر كارون»، «اجازه شقايق» و...از جمله آثار وي در صحنه تئاتر هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 19:21  توسط هادي | 

 

بيوگرافي محسن افشاني

 

بعد از مدتها بالاخره نوبت به عسيسم رسيد كه يك مطلب درست و حسابي واسش بنويسم . ديروز هم بالاخره گل كاشت و از خانم اديب خواستگاري كرد . محسن افشاني اين مجري و بازيگر نوپا در يازدهم فروردين 1368 چشم به جهان گشود . رشته اش در دبيرستان رياضي فيزيك بوده . به مهندسي شيمي و ميكانيك خيلي علاقه داره . صاحب يك خواهر بزرگتر از خودش هست كه اگه كسي مزاحمش بشه مزاحم رو پودر مي كنه !!! از كودكي دوست داشت بازيگر بشه ولي با دادن تستي سر از كار مجري گري در آورد.اولين برنامه اش در مجري گري آستانه بود بعد در برنامه هاي «ما دو تا»، «بوم سفيد» و «سلام بهار» نيز به عنوان مجري ظاهر شده و در حرفه بازيگري در گاراگاهان و ترانه مادري حضور داشته. شيرين ترين خاطراتش رو اتفاقاتي مي دونه  كه در حين مجري گري زنده براش مي افته. در وب نويسي هم دست داره و 2.5 سال نيمه كاره وب نويسي انجام داده .دوستانش از خطش خيلي تعريف مي كنند.

حرفهاي خصوصي :
 

تکیه کلام:عسیسم(آخی)      شبيه پدر بزرگشه 

خواننده مورد علاقه محسن:احسان خواجه امیری و محسن نامجو

بازيگر مورد علاقه : حامد بهداد   

 مجري مورد علاقه : رشيد پور    

   بهترين فيلم : نقاب   

 وزن : 62

محل اقامت : تهران پارس  

 غذاي مورد علاقه : كوكو سيزي          

اغلب عصباني نمي شه و اگه عصباني بشه زمين و زمان به هم مي دوزه     

درس مورد علاقه : جغرافي   

 عدم تخصص : خانه داري            

صدقه دادن را خيلي دوست دارد     

تافل مي خونه     

 ازبادمجان. پياز. كدو.فلفل دلمه اي در غذا ها وواژه ي تكرار بدش مياد                                                                             

خصوصيات اخلاقي : حسود و خواه البته مثبت

هنگام عصبانيت ايت الكرسي مي خونه    

 رنگ مورد علاقه : قرمز

رنگ بهترين لباس : مشكي            

 ترس از رفيق بد داره  

شغل پدر : چوب و دكوراسيون داخلي

بهتري سال زندگي اش:سال1393 كه پدرش قصد داره كت و شلوار دامادي تنش كنه

آخرين باري كه گريه كرده چند ماه پيش بوده .كنار جسم بي جان پدر بزرگش

به همسایه هاشون میگه خاله

ماشين : 206 مشكي   گوشي : N95

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 10:24  توسط هادي | 
این هم تنها عکس موجود در جهان از علی طباطبایی (فرهاد عسگری)نقش منفور در ترانه مادری

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 19:20  توسط هادي | 

نام: هما روستا  تاریخ تولد: 1325  همسر حمید سمندریان ( کارگردان )

فوق لیسانس از دانشکده هنرهای دراماتیک بخارست.

مهاجرت به اتحاد جماهیر شوروی همراه پدرش رضا روستا از رهبران حزب توده ایران.

بازگشت به ایران در سال 1349.

تحصیل ناتمام در رشته شیمی در سال 1349.

همکاری با اداره تاتر فرهنگ و هنر در سال 1349.

تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک در سال 1349.

کارگردانی نمایش "باغ وحش شیشه ای" با حضور فارغ التحصیلان دانشکده در سال 1351.

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم « دیوار شیشه ای » (ساموئل خاچیکیان) در سال 1350.

برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره هنری ادبی روستا برای بازی در فیلم « ملک خاتون » (حسن محمدزاده) در سال 1369.

برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره سیما برای بازی در تله تئاتر « شعبده باز » در سال 1374.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:6  توسط هادي | 

بالاخرا اطلاعاتي از اين گل نو شكفته رسيد .

سياوش خيرابي متولد آذرماه 1363 است كه اصلا بهش نمي آيد . الان شاخ هاي من به دو متر رسيدند  !!!

از موقعي كه دوازده سالش بود به كار تئاتر پرداخت و پس از سالها توانست در همين سال پيش در فيلم تلخون بازي كنه و ترانه مادري دومين فيلم اوست . او فارغ التحصیل رشته ی کامپیوتر نرم افزار از دانشگاه آزاد تهران است . قويا اهل سعادت آباد تهران است .

 

                

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:55  توسط هادي | 
و بالاخره بهرام این بازیگر خوش تیپ خوش قیافه خوش هیکل خوش صدا و ... !!!

اما از اون هیچ اطلاعاتی وجود ندارد فقط بازی در فیلم تلخون

داستان اين فيلم درباره جوانى است كه در يك شب مهمانى دچار حادثه مى شود و مى ميرد.دوستانش او را به بيرون شهر منتقل مى كنند اما گروهى مدعى مى شوند كه او را گروگان گرفته اند.در «تلخون» گلچهره سجاديه در كنار نيما رئيسى، عبدالرضا اكبرى، روشنك عجميان، حميد مهين دوست، شاهرخ استخرى، مجيد صالح و سياوش خيرابی  به ايفاى نقش پرداخته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:39  توسط هادي | 

سريال ترانه مادري داستان خانواده ي پر ماجرايي است كه در آن فرخ (دانيال حكيمي) كه با برادر منصور(اميردژاكام) شوهر خواهر او شراكت داشته كه برادر منصور طي ماجرايي تمام ثروت خود و فرخ را از دست مي دهد و فرار مي كند و فرخ همه ماجرا ها زير سر منصور مي داند و بر اثر فشارات  او منصور وادار مي شود تا به اهواز برود و در آنجا زندگي كند . حالا بعد از سالها پسر منصور با قبولي از دانشگاه تهران با همراهي مادرش به تهران مي آيد . بر حسب اتفاق  پويا(محسن افشاني) و پسر فرخ بهرام (سياوش خيرابي) از يك دانشگاه قبول شده اند و اين ماجرا باعث آشنايي و دوستي اين دو مي گردد. منصور طي ماموريتي به تهران مي ايد و با فرخ ديدار مي كند و همين ديدار آنها باعث دعوايي جديد و تصميم ماندن منصور در تهران مي گردد . براي پويا در دانشگاه اتفاقي پيش مي آيد كه باعث علاقه او به دختري به نام نغمه اديب مي گردد . پويا تصميم مي گيرد براي او هديه بخرد . فرهاد عسگري كه با پويا رابطه ي خوبي ندارد از اين ماجرا بو مي برد و با ماجرايي او را در ميان بچه ها تحقير مي كند و نفرت پويا را نسبت به خود زياد مي كند و در حياط دانشگاه با هل دادن پويا از پشت باعث مي شود كه پويا ضربه اي به او وارد كند كه اين ضربه با زخمي شدن بيني او  مي گردد  پس از انتقال وي به يك كلينيك او تصميم مي گيرد به پليس زنگ بزند و از پويا شكايت كند كه بعد از آن پويا توسط مامور كلانتري به كلانتري برده مي شود و ...   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 22:7  توسط هادي | 

 

نام: فاطمه گودرزی

تاریخ تولد: 1342

همسر عبدالرضا گنجی (کارگردان تئاتر و سینما)

...............................................

متولد نوزدهم تیر ماه 1342 در تهران.

دارای مدرک تحصیلی دیپلم اقتصاد.

گذراندن دوره دو ساله تئاتر در اداره بازیگری.

شروع فعالیت از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالشهای مادر بزرگ.

با بازی در فیلم می خواهم زنده بمانم ثابت کرد که تا قبل از این توانایی هایش را نادیده گرفته بودند. در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر بازی اش به عمد نادیده گرفته شد، اما در دوره بعدی، جایزه اش برای بازی در فیلم غزال گرفت.

تا مدتها بعد از می خواهم زنده بمانم، دیگر فرصت نمایش توانایی هایش را پیدا نکرد تا اینکه در مجموعه تلویزیونی دردسر والدین بار دیگر ثابت کرد که همچنان توانایی هایش نادیده گرفته می شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:41  توسط هادي | 
حدود ۱۰ قسمت از ترانه مادري گذشته است و اين سايت با كمي تاخير بوجود امده كه روز هاي ديگر اين تاخير جبران خواهد شد . اول با بيوگرافي نقش اول اين فيلم شروع مي كنيم .

سال تولد:1342 شمسی
محل تولد:شاهرود
پس از دریافت دیپلم رشته اقتصاد ،از سال 1360 با اداره ی فعالیت های فرهنگی و هنری تهران شروع به همکاری کرد و در همان سال دوره های را در زمینه تئاتر گذراند و نمایش نامه هایی را روی صحنه برد.در سال 1363 پس از گذراندن دوره ی بازیگری زیر نظر حمید سمندریان و نیز در مدرسه ی بازیگری رادیو ،به عنوان بازیگر رادیو مشغول به کار شد که این همکاری تا امروز تداوم دارد.اولین کارش در رادیو بازی در نمایش" فیزیک دان ها " اثر فردریش دورنمات (حمید سمندریان)بود.وی علاوه بر بازی در رادیو،در نوشتن و تنظیم برخی نمایش های رادیویی نیز همکاری داشت.تعداد نمایش های که در رادیو بازی کرده بسیار است.او در این سال ها علاوه بر حضورش در تلویزیون و سینما ،در نمایش های بسیاری نیز بازی کرده است که از جمله می توان به این نمایش نامه ها اشاره کرد:"پرومته در زنجیر"،"آنتیگونه" ،"خاطره ی دوشنبه"،" آهسته با گل سرخ" و "ملودی شهر بارانی".او علاوه بر بازیگری همچین نویسندگی و کارگردانیدو نمایش " بچه های آخر آسفالت " و " در پوست گربه را برعهده داشت.حکیمی سال پیش جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول را برای بازی در نمایش "ملودی شهر بارانی " از جشنواره ی تئاتر فجر دریافت کرد.
به علاوه در مراسمی که سال گذشته در (1384) در خانه ی تئاتر برگزار شد ، دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد به او تعلق گرفت. حکیمی فعالیت در تلویزیون را از سال 1363 و با بازی در نمایش تلویزیونی " کابوس خسرو پرویز " شروع کرد،همچنین شروع فعالیت او در سینما با فیلم " انجیل به روایت برنابا " (1369)بود که البته این فیلم ناتمام ماند. دانیال حکیمی از جمله ی بازیگرانی است که کم تر پیش آمده در نقش منفی جلوی دوربین برود.او در سینمای دهه ی 1370 موفق به تثبیت این پرسونای مثبت شده،چه در فیلمی مثل " دیگه چه خبر " که عهده دار نقش بامزه بود و چه در فیلمی
مثل " چشم هایم برای تو " که نقش جدی و رمانتیک (افسانه ای) بر عهده داشت.البته حکیمی در سریال هایی که در سال های اخیر بازی کرده،سعی در شکستن این کلیشه ی داشته.

مثل نقش منفی او در سریال " خانه پدری " که البته در طول داستان تحول پیدا می کند.یا در سر یال " لبه تاریکی " که تا پایان منفی باقی می ماند.اما نطقه اوج توانایی حکیمی و همچینی بهترین حالت بازیگری او را می توان در تلفیق (به هم آمیختن) این دو وجه سیمای بازیگریش دانست.مجموعه ی تلویزیونی " خواب و بیدار " نمونه بارز چنین تلفیقی است.آمیختن وجه (نما) شوخ و طناز بخش خصوصی زندگی این شخصیت با جدیت و رسمیتی که لازمه ی حرفه ی او به عنوان یک افسر نیروی انتظامی است،تبدیل به شخصیت پردازی در خور توجهی از سوی او شد.که نتیجه اش استقبال خوب مردم از این سریال بود.به طوری که می توان این سریال را سکوی پرتاب حکیمی از همکاری در سریال های نازل تری دانست که او پسش از سریال "خواب و بیدار " در آن ها شرکت داشت. در سریال " روز رفتن " (1385) که آخرین مجموعه ی پخش شده اش است،سعی در تجربه ی عرصه های متفاوت تر و البته دشوار تری داشته است.او در این سریال دو نقش یک سر متفاوت را ایفا می کند،یک روحانی با تمام خصلت های رفتاری و شخصیتی که در چنین تیپ هایی وجود دارد و سپس برادر خلاف کار او.حکیمی در این سریال برخلاف آنچه به نظر می رسد،بازی نقش کاملاً منفی ارائه نمی دهد.پس از حاشیه های که پیرامون دانیال حکیمی و به تبع آن دور افتادنش از سینمای حرفه ای ایجاد شد،و بعد از نقش آفرینی او در آثار متوسطی مثل " ستاره های مربی " و " داستان پاییزی " حضور او در فیلم آینه (سیامک شایقی) می تواند آغاز تازه ای برای ارائه توانایی هایش در عرصه ی سینما باشد.
فیلم ها:
انجیل به روایت برنابا (ناتمام)(1369)،مخترع 2001 و دیگه چه خبر (1370) چشم هایم برای تو (1371) ، لژیون (1377 تا 1373)،بازی های پنهان و توفان (1374)،ستاره های مربی (1376_1375)،داستان پاییزی (1383)، آینه (1385).
مجموعه های تلویزیونی:
کابوس خسرو پرویز (1363)،مرغ حق (1365)، عقیق (1367)،آقای خیالاتی (آقای دلاری) (1368)،سایه های بلند باد (1369_1368)،بخش چهار جراحی (1369)،این خانه دور است (بهشت کوچک) (1370)، بازنشستگی (1371)،باغ گیلاس (1372)،فرصت طلایی و فردایی هم هست (هر دو از مجموعه ی مکافات عمل)،(1374)،آتیه و خاطره (1375)،گم شده و دل های شاد و فکر پلید (1377)،ولایت عشق (1380)، " خواب و بیدار " و خانه ی پدری و " جست و جو در شهر " (1381)،آشیانه سیمرغ(1384_1382)،لبه تاریکی (1383)،"مار و پله (1384)،روز رفتن (1385).و....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:36  توسط هادي |