تبليغاتX
سريال ترانه مادري
فقط سياوش خیرابی
این هم تنها عکس موجود در جهان از علی طباطبایی (فرهاد عسگری)نقش منفور در ترانه مادری

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 19:20  توسط هادي | 

نام: هما روستا  تاریخ تولد: 1325  همسر حمید سمندریان ( کارگردان )

فوق لیسانس از دانشکده هنرهای دراماتیک بخارست.

مهاجرت به اتحاد جماهیر شوروی همراه پدرش رضا روستا از رهبران حزب توده ایران.

بازگشت به ایران در سال 1349.

تحصیل ناتمام در رشته شیمی در سال 1349.

همکاری با اداره تاتر فرهنگ و هنر در سال 1349.

تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک در سال 1349.

کارگردانی نمایش "باغ وحش شیشه ای" با حضور فارغ التحصیلان دانشکده در سال 1351.

شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم « دیوار شیشه ای » (ساموئل خاچیکیان) در سال 1350.

برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره هنری ادبی روستا برای بازی در فیلم « ملک خاتون » (حسن محمدزاده) در سال 1369.

برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره سیما برای بازی در تله تئاتر « شعبده باز » در سال 1374.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:6  توسط هادي | 

بالاخرا اطلاعاتي از اين گل نو شكفته رسيد .

سياوش خيرابي متولد آذرماه 1363 است كه اصلا بهش نمي آيد . الان شاخ هاي من به دو متر رسيدند  !!!

از موقعي كه دوازده سالش بود به كار تئاتر پرداخت و پس از سالها توانست در همين سال پيش در فيلم تلخون بازي كنه و ترانه مادري دومين فيلم اوست . او فارغ التحصیل رشته ی کامپیوتر نرم افزار از دانشگاه آزاد تهران است . قويا اهل سعادت آباد تهران است .

 

                

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:55  توسط هادي | 
و بالاخره بهرام این بازیگر خوش تیپ خوش قیافه خوش هیکل خوش صدا و ... !!!

اما از اون هیچ اطلاعاتی وجود ندارد فقط بازی در فیلم تلخون

داستان اين فيلم درباره جوانى است كه در يك شب مهمانى دچار حادثه مى شود و مى ميرد.دوستانش او را به بيرون شهر منتقل مى كنند اما گروهى مدعى مى شوند كه او را گروگان گرفته اند.در «تلخون» گلچهره سجاديه در كنار نيما رئيسى، عبدالرضا اكبرى، روشنك عجميان، حميد مهين دوست، شاهرخ استخرى، مجيد صالح و سياوش خيرابی  به ايفاى نقش پرداخته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:39  توسط هادي | 

سريال ترانه مادري داستان خانواده ي پر ماجرايي است كه در آن فرخ (دانيال حكيمي) كه با برادر منصور(اميردژاكام) شوهر خواهر او شراكت داشته كه برادر منصور طي ماجرايي تمام ثروت خود و فرخ را از دست مي دهد و فرار مي كند و فرخ همه ماجرا ها زير سر منصور مي داند و بر اثر فشارات  او منصور وادار مي شود تا به اهواز برود و در آنجا زندگي كند . حالا بعد از سالها پسر منصور با قبولي از دانشگاه تهران با همراهي مادرش به تهران مي آيد . بر حسب اتفاق  پويا(محسن افشاني) و پسر فرخ بهرام (سياوش خيرابي) از يك دانشگاه قبول شده اند و اين ماجرا باعث آشنايي و دوستي اين دو مي گردد. منصور طي ماموريتي به تهران مي ايد و با فرخ ديدار مي كند و همين ديدار آنها باعث دعوايي جديد و تصميم ماندن منصور در تهران مي گردد . براي پويا در دانشگاه اتفاقي پيش مي آيد كه باعث علاقه او به دختري به نام نغمه اديب مي گردد . پويا تصميم مي گيرد براي او هديه بخرد . فرهاد عسگري كه با پويا رابطه ي خوبي ندارد از اين ماجرا بو مي برد و با ماجرايي او را در ميان بچه ها تحقير مي كند و نفرت پويا را نسبت به خود زياد مي كند و در حياط دانشگاه با هل دادن پويا از پشت باعث مي شود كه پويا ضربه اي به او وارد كند كه اين ضربه با زخمي شدن بيني او  مي گردد  پس از انتقال وي به يك كلينيك او تصميم مي گيرد به پليس زنگ بزند و از پويا شكايت كند كه بعد از آن پويا توسط مامور كلانتري به كلانتري برده مي شود و ...   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 22:7  توسط هادي | 

 

نام: فاطمه گودرزی

تاریخ تولد: 1342

همسر عبدالرضا گنجی (کارگردان تئاتر و سینما)

...............................................

متولد نوزدهم تیر ماه 1342 در تهران.

دارای مدرک تحصیلی دیپلم اقتصاد.

گذراندن دوره دو ساله تئاتر در اداره بازیگری.

شروع فعالیت از سال 1367 با مجموعه تلویزیونی گالشهای مادر بزرگ.

با بازی در فیلم می خواهم زنده بمانم ثابت کرد که تا قبل از این توانایی هایش را نادیده گرفته بودند. در سیزدهمین جشنواره فیلم فجر بازی اش به عمد نادیده گرفته شد، اما در دوره بعدی، جایزه اش برای بازی در فیلم غزال گرفت.

تا مدتها بعد از می خواهم زنده بمانم، دیگر فرصت نمایش توانایی هایش را پیدا نکرد تا اینکه در مجموعه تلویزیونی دردسر والدین بار دیگر ثابت کرد که همچنان توانایی هایش نادیده گرفته می شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:41  توسط هادي | 
حدود ۱۰ قسمت از ترانه مادري گذشته است و اين سايت با كمي تاخير بوجود امده كه روز هاي ديگر اين تاخير جبران خواهد شد . اول با بيوگرافي نقش اول اين فيلم شروع مي كنيم .

سال تولد:1342 شمسی
محل تولد:شاهرود
پس از دریافت دیپلم رشته اقتصاد ،از سال 1360 با اداره ی فعالیت های فرهنگی و هنری تهران شروع به همکاری کرد و در همان سال دوره های را در زمینه تئاتر گذراند و نمایش نامه هایی را روی صحنه برد.در سال 1363 پس از گذراندن دوره ی بازیگری زیر نظر حمید سمندریان و نیز در مدرسه ی بازیگری رادیو ،به عنوان بازیگر رادیو مشغول به کار شد که این همکاری تا امروز تداوم دارد.اولین کارش در رادیو بازی در نمایش" فیزیک دان ها " اثر فردریش دورنمات (حمید سمندریان)بود.وی علاوه بر بازی در رادیو،در نوشتن و تنظیم برخی نمایش های رادیویی نیز همکاری داشت.تعداد نمایش های که در رادیو بازی کرده بسیار است.او در این سال ها علاوه بر حضورش در تلویزیون و سینما ،در نمایش های بسیاری نیز بازی کرده است که از جمله می توان به این نمایش نامه ها اشاره کرد:"پرومته در زنجیر"،"آنتیگونه" ،"خاطره ی دوشنبه"،" آهسته با گل سرخ" و "ملودی شهر بارانی".او علاوه بر بازیگری همچین نویسندگی و کارگردانیدو نمایش " بچه های آخر آسفالت " و " در پوست گربه را برعهده داشت.حکیمی سال پیش جایزه ی بهترین بازیگر نقش اول را برای بازی در نمایش "ملودی شهر بارانی " از جشنواره ی تئاتر فجر دریافت کرد.
به علاوه در مراسمی که سال گذشته در (1384) در خانه ی تئاتر برگزار شد ، دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد به او تعلق گرفت. حکیمی فعالیت در تلویزیون را از سال 1363 و با بازی در نمایش تلویزیونی " کابوس خسرو پرویز " شروع کرد،همچنین شروع فعالیت او در سینما با فیلم " انجیل به روایت برنابا " (1369)بود که البته این فیلم ناتمام ماند. دانیال حکیمی از جمله ی بازیگرانی است که کم تر پیش آمده در نقش منفی جلوی دوربین برود.او در سینمای دهه ی 1370 موفق به تثبیت این پرسونای مثبت شده،چه در فیلمی مثل " دیگه چه خبر " که عهده دار نقش بامزه بود و چه در فیلمی
مثل " چشم هایم برای تو " که نقش جدی و رمانتیک (افسانه ای) بر عهده داشت.البته حکیمی در سریال هایی که در سال های اخیر بازی کرده،سعی در شکستن این کلیشه ی داشته.

مثل نقش منفی او در سریال " خانه پدری " که البته در طول داستان تحول پیدا می کند.یا در سر یال " لبه تاریکی " که تا پایان منفی باقی می ماند.اما نطقه اوج توانایی حکیمی و همچینی بهترین حالت بازیگری او را می توان در تلفیق (به هم آمیختن) این دو وجه سیمای بازیگریش دانست.مجموعه ی تلویزیونی " خواب و بیدار " نمونه بارز چنین تلفیقی است.آمیختن وجه (نما) شوخ و طناز بخش خصوصی زندگی این شخصیت با جدیت و رسمیتی که لازمه ی حرفه ی او به عنوان یک افسر نیروی انتظامی است،تبدیل به شخصیت پردازی در خور توجهی از سوی او شد.که نتیجه اش استقبال خوب مردم از این سریال بود.به طوری که می توان این سریال را سکوی پرتاب حکیمی از همکاری در سریال های نازل تری دانست که او پسش از سریال "خواب و بیدار " در آن ها شرکت داشت. در سریال " روز رفتن " (1385) که آخرین مجموعه ی پخش شده اش است،سعی در تجربه ی عرصه های متفاوت تر و البته دشوار تری داشته است.او در این سریال دو نقش یک سر متفاوت را ایفا می کند،یک روحانی با تمام خصلت های رفتاری و شخصیتی که در چنین تیپ هایی وجود دارد و سپس برادر خلاف کار او.حکیمی در این سریال برخلاف آنچه به نظر می رسد،بازی نقش کاملاً منفی ارائه نمی دهد.پس از حاشیه های که پیرامون دانیال حکیمی و به تبع آن دور افتادنش از سینمای حرفه ای ایجاد شد،و بعد از نقش آفرینی او در آثار متوسطی مثل " ستاره های مربی " و " داستان پاییزی " حضور او در فیلم آینه (سیامک شایقی) می تواند آغاز تازه ای برای ارائه توانایی هایش در عرصه ی سینما باشد.
فیلم ها:
انجیل به روایت برنابا (ناتمام)(1369)،مخترع 2001 و دیگه چه خبر (1370) چشم هایم برای تو (1371) ، لژیون (1377 تا 1373)،بازی های پنهان و توفان (1374)،ستاره های مربی (1376_1375)،داستان پاییزی (1383)، آینه (1385).
مجموعه های تلویزیونی:
کابوس خسرو پرویز (1363)،مرغ حق (1365)، عقیق (1367)،آقای خیالاتی (آقای دلاری) (1368)،سایه های بلند باد (1369_1368)،بخش چهار جراحی (1369)،این خانه دور است (بهشت کوچک) (1370)، بازنشستگی (1371)،باغ گیلاس (1372)،فرصت طلایی و فردایی هم هست (هر دو از مجموعه ی مکافات عمل)،(1374)،آتیه و خاطره (1375)،گم شده و دل های شاد و فکر پلید (1377)،ولایت عشق (1380)، " خواب و بیدار " و خانه ی پدری و " جست و جو در شهر " (1381)،آشیانه سیمرغ(1384_1382)،لبه تاریکی (1383)،"مار و پله (1384)،روز رفتن (1385).و....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:36  توسط هادي |